بررسی تطبیقی بازتاب آموزه رجعت درنظام حکمت متعالیه با تاکید بر آرای ملاصدرا و علامه طباطبایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه اراک

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه شاهد تهران

3 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم

چکیده

دو اصل فلسفی «امتناع اعاده معدوم بعینه» و «امتناع بازگشت موجود بالفعل به حالت بالقوه» در حکمت متعالیه، واکنش­های فلسفی حکیمان بعد از ملاصدرا را جهت اثبات آموزه رجعت در شیعه بر انگیخت و موجد سه نظریه در این زمینه گردید:
1. از دیدگاه مدرس زنوزی، بدن، به سوی نفس بازگشت می­کند که این نظریه با قاعده امتناع اعاده معدوم سازگار نیست؛
2. از دیدگاه علامه طباطبائی نفوس انسان­های فوت شده دارای برخی جهات قوه و استعداد هستند؛ لذا بازگشت آن­ها در زمان رجعت ممتنع نیست. مخدوش بودن این نظریه در آن است که نفوسی که از بدن قطع تعلق می کنند، استعداد یا ماده­ای ندارند و بدین جهت بازگشت آن­ها به عالم ماده ممتنع است؛
3. در ادامه، آرای علامه رفیعی قزوینی و آیت الله شاه آبادی نیز مورد بررسی قرار می­گیرد. طبق «نظریه تمثل»، نفوس انسان­های کامل دوباره در عالم ماده ظهور و تجلی می­کنند. نقصان این نظریه در عدم شمول آن نسبت به همه رجعت کنندگان مانند کافران است.

کلیدواژه‌ها